تبليغاتX
رنگینک
رنگینک دسری است ساده اما پر انرژی

 

 همیشه استثنا هست! این پست رو هم بزارید جزو استثناها وگرنه رنگینک همچنان سرخوش میزنه!!

 آخه نتونستم از این شعر بگذرم. این شعر شاید حدوداً  بیست سال پیش سروده شده باشه ولی همچنان حکایت حال ماست!

اين سال هاي سوگوار را به خاطر بسپار
كه جواني تو
و ميانسالي مرا
باخود برد
نواد گانت را اگر ديدي
برزانو بنشان
و در بيخوابي هاي شبانه
قصه وار آغاز كن
ما در روزگاري زيستيم كه گدايان معتبر
خزاين ايمان را به تاراج بردند
و دعاها و نفرين ها
نامستجاب از آسمان ها رانده شدند
و سفره هاي گرسنه
بر سجاده ها
شوريدند
از آنان بخواه
كه اين خشكسالي را برما ببخشايند
كه در هجوم داسها و تبرها
مجال كاشتن نبود
وما ازطوفان
تنها پايمردي
و گليم سربلندي خويش را رهانيديم
به آنان بگو
كه ما دست به هيچ جنايتي نيالوديم
نسل منقرض بوديم
كه عقوبتي ناسزاوار را پذيرفتيم
و بهار درانجماد و پرواز در قفس را
باور نكرديم
به آنان بگو كه
اين سال هاي سوگوار را بخاطر بسپارند
و مارا
كه در تنگناي تاريخ
آسودگي را نه در زيستن
كه در مردن هم نيافتيم
به آنان بگو ....   احمد حیدر بیگی ( ۱۳۱۸-۱۳۸۶)

  پ.ن:

۱/ رهایی چقدر خوبه حتا اگر از یک گچ فکسسنی باشه!

۲/ از نظراتتون در پست قبل ممنون. استفاده کردم :) 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط رنگینک  | 

"همه ی زندگی پر از دایره های مختلفه که ما توش دور میزنیم. اگه بخای به قصد فرار از تکرار و دور چرخیدن از دایره بیای بیرون تو دایره ی دیگه ای میافتی و بازم تکرار و دور شعاعی چرخیدن!و از اونجایی که یک سری setting هایی رو آدم هست که تغییر ناپذیره پس دایره هایی که توش میفتی و دور میزنی هم آنچنان فرق فاحشی با دایره ی قبلی نداره."

این حرفا رو دیروز دوستم  داشت بهم می گفت. وقتی که من بهش از پشیمونیم از انجام کاری گفتم و گفتم چقدر از دست خودم عصبانی میشم وقتی به خودم قول و قسم های فراوون میدم که دیگه انجامش نمیدم ولی بازم انگار نه انگار!

حالا افکارتون به طرف کارای خیلی خلاف و خفن نره! مثال خیلی ساده اش اونی که اهل خوندن شب امتحانه و درسا رو تلنبار میکنه برای شب امتحان. هر چقدرم بهش سخت بگذره و پشت دستش رو داغ کنه بازم ترم بعدی همون آش و همون کاسه. تو این دایره دور میزنه. setting اش اینجوریه.

و در نهایت این دوست نازنین چی گفت؟ گفت : "پس بی خیال شو ! آدم  تنها کاری که میتونه بکنه اینه که از پیمودن هر لحظه در مسیر اون دایره لذت ببره و هر بار با خودش فلسفه بافی نکنه که من چرا تو این دایره ام . از این دایره بیام بیرون چی میشه و ...و ختم کلام اینکه زندگی تکرار مکررات است! تِیک ایت ایزی!"

نظر شما بسی بسا برای من و آن دوست اهمیت دارد همی....(یه جورایی نظر سنجی می باشد.)

آنتی آلزایمر

در شب هجران مرا پروانه ی وصلی فرست        ورنه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت     تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

                                                                                         (حافظ)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت   توسط رنگینک  | 

         

                  

             

شمعدانی قرمز عزیز  پرسیده بودی خوبی؟ بچه هات خوبند؟

بزار تا برات بگم:

رنگینک حالش خوبه!

رنگینک مونده خونه همش مشق نام لیلی می کنه! همونایی که اون بالاست رو می گم!

رنگینک از گچ پاش حوصله اش سر رفته ! اما خوشحاله که یه سرگرمی برای دخترکان ونوسی پیدا شده! رنگینک وقتی دخترکان ونوسی رو گچ پاش خط خطی میکنند دلش باز می شه!

                                        

                         

                   

آنتی آلزایمر

وان را که تویی ماوا          آواره نخواهد شد
وان را که تویی خرقه     عریان نشود هرگز
وان را که تویی چاره      بیچاره نخواهد شد      شاهکار بینش پژوه

(از وبلاگ مالزی نشین کش رفتم!)

بعد نوشت : ادامه ی مطلب رو باز کنید یک هدیه دارم براتون به مناسبت ۸/۸/۸۸ میلاد امام ۸ام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت   توسط رنگینک  |